تبلیغات
یـــــــاحـــســـیــن ادرکنی - آقا نشان سبز سیادت به دوش توست
 
یـــــــاحـــســـیــن ادرکنی
یاایهاالعزیزمسنا و اهلناالضر و جئنا ببضاعة مزجاة فاوف لناالکیل و تصدق علینا
درباره وبلاگ


این وب جهت آشنایی با معارف دینی و سیره ائمه معصومین(ع) و شهداء و ایجاد فرصت برای همه کسانی که تمایل به دانستن مطالب مختلف علمی،پژوهشی،دینی،فرهنگی،
اجتماعی،هنری،
تاریخی،سیاسی،طنزو...دارند طراحی گردید لطفاً ازنظرات خود مارا بهره مندنمایید. استفاده از مطالب این وب به شرط ذکر آدرس منبع و اهداء 14صلوات آزاد است.
hajmahmod33@gmail.com - hajmahmod33@yahoo.com - 09111495934 - karbala114.blog.ir

مدیر وبلاگ : محمدرضا محمودی
مطالب اخیر
نظرسنجی
شما به این وبلاگ چه امتیازی می دهید ؟








چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 :: نویسنده : محمدرضا محمودی

خلخال آزادمردان

تاریک نشینانِ تاریک اندیش، توان نظاره بر نور را نداشتند. افکار سیاه و کردار ظلمانی آنان، جامعه را تنها برای خدمت به خود می خواست. حاکمان جور و ستم، همواره خود را با شمشیر و سرنیزه بر مردم تحمیل می کردند. در این میان، مردی بود که بر وسعت انسانیت حکومت می کرد؛ حکومت بر قلب ها.

اربابان نادانی، می پنداشتند اگر پیشوای هفتم شیعیان را زندانی کنند، مشکل خود را حل می کنند؛ ولی نمی دانستند آنانی که به موجب شرافت ذاتی و بزرگواری و حق گویی زندانی می شوند، بر شرفشان افزوده می شود.

مرا ملامت کردند که تو زندانی شدی. گفتم که این عیب نیست؛ کدام شمشیرِ کاری هست که او را در نیام قرار ندهند؟

مگر نمی بینی شیر را که به بیشه خود خو می گیرد و از آن خارج نمی شود؛ ولی درندگانِ پست و ضعیف، آزادند و همواره در حرکت به هر سوی؟!

اگر پاهای او را در بند و زنجیر بسته می بینی، اندوهگین نباش و بی تابی نکن؛ خلخال و زینت آزادمردان، همین چیزهاست.

هفتمین پنجره ی رو به دریا

«ای برآورنده درخت از میان ریگ و گل و آب و برآرنده شیر از میان سرگین و خون و ای برآرنده فرزند از میان پرده، ای برآرنده آتش از میان آهن و سنگ و ای... ! خلاصم کن از دست هارون».

این صدای زمزمه هفتمین برگزیده خداوند است که فضای وهم آلود زندان هارون را در برگرفته است.

خشت خشت این دیوارها، شب های زیادی شاهد مناجات امام با خداوند بوده اند؛ کسی که رأفت و مهربانی اش حتی زندانبان را به نرمخویی واداشته بود.

ای آن که از دریای چشمانت، آرامشی شگرف می تراوید و لبخند مقدست، صبح را در ذره های خاک منتشر می کرد! ما هنوز در مسیر نگاهت، آسمان را تجربه می کنیم و خاکسترنشین فراقت، آخرین روزهای رجب را مویه می کنیم

روایت شده است که چون امام موسی کاظم علیه السلام در حبس هارون، این دعا را خواند، بعد از آن که شب درآمد و وضو تازه کرد و چهار رکعت نماز گذاشت، هارون، خواب هولناکی دید، ترسید و دستور داد که آن حضرت را از زندان رها کردند؛ هرچند آزار و اذیت های هارون نسبت به امام علیه السلام تا آخرین روزهای عمر پر برکت حضرت، ادامه داشت.

او از تأثیر شگرف رهنمودهای روشنگرانه امام بر شیعیان خبر داشت؛ از این رو، حضرت را سال های زیادی در زندان گرفتار کرده بود.

بیست و پنجمین روز رجب، مرثیه خوان داغ مردی است که هر لحظه زندگی اش، خنجری بود بر قلب آنان که نخل تناور امامت را سوخته می خواستند.

هفتمین پنجره ای که رو به دریا باز می شد و جزر و مدّ نگاهش، زمین و آسمان را به خضوع وا می داشت.

او که بر اسب خشم خویش، لگام زده بود و رود گذشت و مهربانی اش، همواره در دل ها جاری بود.

اسطوره ای که خواب را از چشمان پیر هارون الرشید ربوده بود و ستون های حکومت سراسر ظلمش را به لرزه درآورده بود.

و سرانجام، هارون که می ترسید با وجود امام علیه السلام علیه او و حکومتش توطئه ای صورت گیرد، با خرمای زهرآلود، امام را مسموم کرد و به شهادت رساند.

ای هفتمین دلیل خداوند در زمین!

ای آن که از دریای چشمانت، آرامشی شگرف می تراوید و لبخند مقدست، صبح را در ذره های خاک منتشر می کرد! ما هنوز در مسیر نگاهت، آسمان را تجربه می کنیم و خاکسترنشین فراقت، آخرین روزهای رجب را مویه می کنیم.

سلام بر تو و سلام بر کاظمین، که چنین گوهری را در آغوش دارد!

آقا نشان سبز سیادت به دوش توست

وقتی زبان عاطفه ها لال می شود              زنجیر ها در آینه ات بال می شود

در فصل گل، بهار تو از دست می رود             بر شاخه؛ میوه های تو پامال می شود

دیگر کسی ز ناله ات آهی نمی کشد             در این سیاهچال صدا چال می شود

آقا نشان سبز سیادت به دوش توست            غل ها به روی شانه ی تان شال می شود

همواره مرد،زینتش از جنس دیگری ست        زنجیر ها به پای تو خلخال می شود

دشمن به قصد جان تو آماده می شود            این طرح در دو مرحله دنبال می شود :

اول به شأن شامخت شلاق می زنند                دیگر زبان به هتک تو فعّال می شود

شعرم بدون ذکر مصیبت نمی شود             حالا گریز ،روضه ی گودال می شود

دعواست بر سر زره و جامه و سری             دارد میان معرکه جنجال می شود

جواد محمد زمانی

امتداد قصه ی ایوب

سالها افسرده ام از چرخه ی تكرارها              حك نمودم روزها را بر تن دیوارها

واژه ی «امید» لكنت بر زبانم آورد                مرده در من اشتیاق فرصت دیدارها

دانه های سرخ اشكم در قنوت هر نماز              می زداید از غل وزنجیر تن، زنگارها

سرگذشتم امتداد قصه ی ایوب بود                 جا نگیرد شرح رنجم در همه طومارها

زخم هایم را بخوانید از شیار حلقه ها                 آیه های غربت و دردم همین آثارها

دیده ام كمتر كسی بیتی سراید در غمم             شعر من نادرترینِ دفتر اشعارها

نیمه شب ها، مخفیانه، در سكوت لحظه ها            روضه هایم را نوشتم بر تن دیوارها

وحید قاسمی





نوع مطلب : پیامبران و معصومین(ع)، اشعار، معنوی، نکته ها، علمی پژوهشی، مصاحبه مقاله، مصاحبه مقاله، سیاسی اجتماعی، شهداء، 
برچسب ها : امام کاظم(ع)،
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مهر 1396 04:23 ب.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your
weblog and wanted to say that I've really enjoyed browsing your
blog posts. In any case I'll be subscribing to your feed and I hope you write again soon!
دوشنبه 16 مرداد 1396 05:11 ب.ظ
Hi, i read your blog occasionally and i own a similar one
and i was just curious if you get a lot of spam remarks?
If so how do you stop it, any plugin or anything you can recommend?
I get so much lately it's driving me crazy so any support is very
much appreciated.
جمعه 13 مرداد 1396 04:01 ب.ظ
Hurrah! At last I got a blog from where I know how to genuinely get valuable facts concerning my study and knowledge.
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 11:50 ب.ظ
Appreciate this post. Will try it out.
شنبه 2 اردیبهشت 1396 04:49 ق.ظ
Pretty! This has been a really wonderful post. Many thanks for providing this information.
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:00 ب.ظ
This website certainly has all of the information I needed about this subject and didn't know who to ask.
دوشنبه 21 فروردین 1396 08:27 ب.ظ
I've read a few just right stuff here. Definitely worth bookmarking for revisiting.

I wonder how much attempt you set to create such a
fantastic informative site.
دوشنبه 14 فروردین 1396 05:11 ب.ظ
I was able to find good information from your
blog posts.
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 01:16 ب.ظ
سلام گلم باشه راستی یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای
محمدرضا محمودیممنون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :